یکشنبه, 23 تیر 1392 ساعت 22:06

دختری به نام نل

نمره شما
(659 رای)
نل و پدربزرگش آقای ترنت، به خاطر بدهی‌های پدربزرگ، متواری و سرگردان شده‌اند و چون جایی را برای در امان ماندن از دست طلبکارشان ندارند به ناچار مجبور به فرار و ترک شهرشان می‌شوند. 

«دختری به نام نل» با نام انگلیسی Wandering Girl Nell یک مجموعۀ انیمیشن تلویزیونی است که بر اساس رُمانی به نام «مغازۀ عتیقه‌ فروشی» The Old Curiosity Shop ساخته شده ‌است. این کتاب توسط نویسندۀ توانا و مشهور، چارلز دیکنز، در 1840 نوشته شده بود. نویسندۀ آثار معروفی چون: الیور تویست، آرزوهای بزرگ، دیوید کاپرفیلد و...

نل، دختر مهربان و خوش قلبی است که به ذات پاک انسان باور دارد و معتقد است همۀ انسان‌ها قلباً پاکند. بنابراین به همه خوبی می‌کند و در همۀ انسان‌ها نیز خوبی را جستجو می‌کند. همین امر باعث می‌شود اطرافیان مجذوب خوبی او شوند.

در اوایل قرن 19، آقای ترنت یک مغازۀ عتیقه فروشی در لندن داشت و در آن مشغول به کار بود، نوۀ او نل نیز به او در کارها کمک می‌کرد. پسری به نام کیت هم در این مغازه شاگردی می‌کرد که به تازگی به این شغل روی آورده بود. در این میان فرد پولدار و طمعکاری وجود داشت به نام کیلپ Quilp که به قصد مالک شدن تمامی مغازه‌های لندن از هر حقه و کلکی استفاده می‌کرد. او مبلغ زیادی را به ترنت قرض داده و مهلتی برای بازپرداخت آن مقرر کرده بود و بنا شده بود در صورت عدم پرداخت، ترنت سند مغازه را به نام کیلپ امضا کند. کیلپ می‌دانست که ترنت قادر به بازگرداندن پول در موعد مقرر نخواهد بود. اما ترنت که نمی‌خواست مغازۀ خود را برای همیشه از دست بدهد تصمیم گرفت همراه با نوه‌اش از آنجا فرار کند، تا زمانی‌که بتواند بدهی خود را تسویه کند.

سال‌ها قبل پدر نل بر اثر یک بیماری ناشناخته از دنیا رفت و پدربزرگ، رزا، عروس خود را مقصر مرگ پسرش خواند. رزا از ناراحتیِ این موضوع، آنجا را برای همیشه ترک گفت و به مکان دوری رفت. او می‌خواست فرزندان خود ماریو و نل را همراه ببرد، اما چون در آن زمان نل خیلی کوچک بود پدربزرگ اجازه نداد تا نل همراه او برود و کودک را پیش خود نگه داشت. بعدها نل از روستاییانی که در مجاورت آنجا زندگی می‌کردند شنید که مادرش به جای دوری به نام «پارادایز» رفته است. بنابراین هنگامی که آن دو مجبور به ترک خانه و مغازۀ خود شدند نل پیشنهاد داد که به نزد مادرش در پارادایز بروند و پدربزرگ هم قبول کرد، چون چاره‌ای جز این نداشت. تنها چیزهایی که با خود برداشتند یک جعبۀ موزیکال جواهر بود که از مادر نل به یادگار مانده بود و تیلو گربۀ کوچک نل.

کلمۀ پارادایز به معنی بهشت است و همه با شنیدن این کلمه فکر می‌کردند که نل به دنبال یک هدف غیرواقعی راهی این سفر دور و طولانی شده است. حتی پدربزرگ کم‌کم مطمئن می‌شد که چنین جایی در این دنیا نیست! اما نل ایمان داشت و از سرنخ‌هایی که به دست می‌آورد نیز مطمئن می‌شد که مسیر و هدفش به او نزدیک می‌شوند. یکی از این سرنخ‌ها عروسک‌های کوچکی بود که ساختِ آن را از مادرش آموخته بود و به افرادی که به او محبتی می‌کردند به عنوان یادگاری می‌داد. گاهی در میان سفر از ساکنین آن مکان‌ها می‌شنیدند که سال‌ها قبل نمونۀ آن را در دست زن جوانی دیده‌اند.

کیلپ و وکیل او براس و سایر دار و دسته‌اش نیز در تعقیب آنها راهی این سفر می‌شوند. کیت که در فروشگاه ترنت کار می‌کرد نیز وقتی از نیرنگ کیلپ با خبر می‌شود برای کمک به نل و آقای ترنت در جستجوی آنها راهی سفر می‌شود. در این میان با مرد مرموزی با ظاهری شبیه به یک پیرمرد آشنا شده که به او در این جستجو کمک می‌کند. کیت خیلی به مرد مرموز اعتماد ندارد ولی کم‌کم متوجه می‌شود که او هرچقدر هم که مشکوک است ولی ظاهراً هدف شومی در سر ندارد.

شش ماه طول می‌کشد تا نل و ترنت به بخش شمالی ایرلند و سرزمین زیبای پارادایز برسند. نل که سینه‌اش سرشار از شادی است برای دیدن برادر و مادر خود بی‌تاب است، اما...

اطلاعات تکميلي

  • کارگردان: Hiroyuki Tsuchiya assistant ، Fuji Mineo
  • نویسنده: Fujikawa Keisuke
  • انیماتور: Yoshio Kabashima, Hiroshi Kuzuoka
  • موسیقی: Harumi Ibe
  • تعداد قسمت: 26
  • مدت: 20 دقیقه‌ای
  • تکنیک: سل انیمیشن
  • سال ساخت: ۱۹۷۹
  • کشور سازنده: ژاپن

رسانه

نظرهای شما (100 نظر)

  • شنبه, 07 اسفند 1395 ساعت 21:08 ارسال شده توسط مهدی 33 ساله کرمان

    بخدا اشکم دراومد

  • چهارشنبه, 01 ارديبهشت 1395 ساعت 13:42 ارسال شده توسط اویشن

    پرستو کجایی؟؟؟؟؟؟

  • پنج شنبه, 20 اسفند 1394 ساعت 11:23 ارسال شده توسط اویشن ******** سرگروه کلبه ی شادی**

    پرستو چرا جواب من رو میدی

  • چهارشنبه, 19 اسفند 1394 ساعت 13:20 ارسال شده توسط اویشن ******** سرگروه کلبه ی شادی***

    چرا کسی جواب من رو نمیده . ایا پرستو هنوز تو این گروه هست

  • چهارشنبه, 05 اسفند 1394 ساعت 18:27 ارسال شده توسط اویشن ............مخصوص پرستو

    پرستو خواهش میکنم جواب من رو بده خیلی مهمه . چرا جواب من رو نمی دی

  • چهارشنبه, 05 اسفند 1394 ساعت 13:27 ارسال شده توسط اویشن

    پرستو خواهش میکنم جواب من رو بده سرگروه بینوایان باشم یا نه ؟؟؟؟؟؟

  • سه شنبه, 04 اسفند 1394 ساعت 19:02 ارسال شده توسط اویشن

    پرستو جون من دنبال یه گروه میگردم که سرگروهش من باشم میشه کمکم کنی من رفتم توی گروه بینوایان ولی سلما گفت که اینجا سرگروه داره من میخوام سرگروه بینوایان باشم میشه بینوایان رو به من بسپاری من بهت قول میدم فعال باشم خواهش میکنم من سرگروه بینوایان باشم؟؟؟ اسمم نسترن ولی میتونین به من بگین اویشن ممنون . فقط اگه می خوای گروه رو به من بسپاری بیا تو گروه بینوایان و بنویس . خداحافظ پرستو جون

  • سه شنبه, 04 اسفند 1394 ساعت 18:54 ارسال شده توسط اویشن

    سلام اینجا سرگروه داره ؟؟؟؟؟

  • سه شنبه, 04 اسفند 1394 ساعت 18:52 ارسال شده توسط اویشن

    پرستو جون تو توی بینوایان سرگروه بودی ؟؟؟؟؟

  • یکشنبه, 02 اسفند 1394 ساعت 17:41 ارسال شده توسط اویشن ................سرگروه بینوایان

    میشه عضو بشم

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.