«جولیا»، دختر نوجوان کمرویی است که از قرار خواهر بزرگتر «سیندره» و «ایدا» است. ایدا دختر جسور و پردل و جرئتی است که باوجود سن کمش شجاعت زیادی دارد و حس حمایتی زیادی نسبت به خواهر و برادرش میکند، وقتی ایدا و سیندره با لجاجت برای یافتن پدرشان به محل کار او میروند جولیا بهناچار آنها را تا هلیکوپتر همراهی میکند، هلیکوپتربه مقصد نامشخصی از روی زمین بلند میشوند و کودکان هراسان زمانی که او فرود میآید از آن پیاده میشوند غافل از اینکه سر از جزیرهای خالی از سکنه در قطب شمال درمیآورند! که در نهایت این سه نوجوان با کمک یکدیگر و بومیان نجات پیدا کرده و به آغوش خانواده بازمیگردند


ارسال دیدگاه
ارسال
جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید
دیدگاه ها