پدر ژیتو یک اسباب بازی ساز پیر و فقیر است که تکهای چوب کاج را به عروسکی به اسم پینوکیو تبدیل میکند. بینی او به شدت مورد
توجه مخاطبان است و هنگامی که دروغ میگوید بینیاش شروع به رشد کردن میکند و با هر دروغ بیشتردرازتر میشود. پینوکیو آرزو
دارد که از یک عروسک چوبی تبدیل به یک پسر واقعی بشود و در این راه تلاش زیادی میکند. او به خاطر ماجراجوییهای
هیجانانگیزی که همراه با یک جیرجیرک چوبی تجربه میکند، ناگهان جان میگیرد و در پایان پدر ژپتو را نجات میدهد.


ارسال دیدگاه
ارسال
جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید
دیدگاه ها